ترلان
یه روز تو مترو دوتا خانم میانسال و محجبه داشتن باهم صحبت
می کردن.
یکیشون به اون یکی می گفت : می دونی ترلان چیه؟
اونیکی گفت:نه؟
خانم اولی برای دومی گفت:یه پرنده هست به اسم ترلان که وقتی
می خواد بمیره شروع می کنه به اوج گرفتن تا جایی که بتونه اوج
می گیره و بالا می ره.
امروز کلی گشتم ببینم این مطلبو می تونم صحتشو پیدا کنم چیزی
پیدا نکردم.
ولی اگه این مطلب درست باشه دوست دارم ترلان باشم
و همین الان اوج بگیرم........
کی گفته.....
کی گفته وقتی می خوای با خدا حرف بزنی باید بازبان دعا حرف
بزنی ؟
من امروز سنت شکنی کردم خودم خوندم اونم غمگین وبا خدا
حرف زدم و رقصیدم![]()
الان دوست دارم.....
چقد دلم می خواست مثل سفید برفی تو یه جنگل شادو آزاد می
چرخیدمو ومی رقصیدمو وآواز می خوندم اونم چه آوازی از این ورررر
جنگل به اونور جنگل ♪♫♪♫ ♪♫♪♫ ♪♫♪♫
خدایا کفر نمیگویم پریشانم
طفلی دلم
زد ولی وقتی دل آدم می شکنه هر چی بندش بزنن هیچ وقت
مثل اولش نمیشه ولی اگه اون چینی بعد از بند زدنشم قابل
استفاده نبود می نداختنش دور ولی من دلمو چیکار کنم؟
خواب کوه اسب
اول خواب می دیدم من یه جایی بودم روبرو یه کوه بود ولی کوهش شکل این هندونه ها که شکل گل رز تزیین می کنن اون شکلی بود من یکی از دوستامو که دوربین داشت بهش گفتم که بریم از اون کوه عکس بگیریم ولی وقتی رفتیم کنار کوه شکل کوه عوض شده شد شکل یه جایی که سنگای تیز بود دیگه کوه نبود که تصمیم گرفتیم بریم باز از همون بالا عکس بگیریم وقتی رفتم باز اون بالا دیگه کوه اون شکلی نبود ولی چند تا اسب تو دامنه کوه بودن که یکیشونم نمی دونم داشت می جنگید یا داشت تو خودش مچاله می شد دقیق یادم نیست .![]()
فقط اون کوه خیلی قشنگ بود![]()
گنجشک زخمی
مامانم که می گفت: داره می میره.
ولی من گفتم :نه این ترسیده احتمالا پاشم شکسته .
وقتی بهش غذا می دادم حتی نمی تونست غذاشو فرو ببره
فقط آب می خورد انگاری تشنه بود براش آهنگ گذاشتم ولی انگار علاوه بر اینکه نمی تونست جیک جیک کنه گوشاشم نمی شنید دهنشو چند دفعه باز و بسته کرد تا اونجایی که توان داشت .چشاشو باز کرد مشکی مشکی بودن تو چشاش اشک بود .
بهش گفتم :دلت برا مامانت تنگ شده هیچی نگفت فقط نیگا کرد یهویی چشاشو بست و دیگه تکون نخورد اول نمی خواستم قبول کنم که مرده
ولی نه انگاری مرده بود گواهی فوتشم مامانم تایید کرد.![]()
چقد دلم گرفت خیلی جیک جیکی جون بی معرفت بودی کاش تو این پریدن آخری منم با خودت برده بودی![]()
حسم الان اینه
الان فقط این آهنگو دوست دارم فقط الان این آهنگ به دلم می شینه![]()
امیدم را مگیر از من خدایا خدایا خدایا
دل تنگ مرا مشکن خدایا خدایا خدایا
من دور از آشیانم سر به آسمانم بی نصیب و خسته
ماندم جدا ز یاران از بلای طوفان بال من شکسته
امیدم را مگیر از من خدایا خدایا خدایا
دل تنگ مرا مشکن خدایا خدایا خدایا
از حریم دلم رفته رنگ هوس
روز و شب به که گویم در درون قفس
آه در درون قفس
وه که دست قضا بسته بال مرا
روز و شب ز گلویم ناله خیزد و بس آه
ناله خیزد و بس
می زنم فریاد
هرچه باداباد
وای از این طوفان آه
وای از این بیداد
می زنم فریاد
هرچه باداباد
وای از این طوفان
وای از این بیداد آه
وای از این بیداد
امیدم را مگیر از من خدایا خدایا خدایا
دل تنگ مرا مشکن خدایا خدایا خدایا
من دور از آشیانم سر به آسمانم بی نصیب و خسته
ماندم جدا ز یاران از بلای طوفان بال من شکسته
از حریم دلم رفته رنگ هوس
روز و شب به که گویم در درون قفس
آه در درون قفس
وه که دست قضا بسته بال مرا
روز و شب ز گلویم ناله خیزد و بس آه
ناله خیزد و بس
می زنم فریاد
هرچه باداباد
وای از این طوفان
وای از این بیداد آه
وای از این بیداد
وای از این بیداد آه
وای از این بیداد
هایده
امروز ابلیسم
الان دلم می خواد همینطور که تا الان داشتم اون دفتر چکنویسو خط خطی و پاره می کردم خیلی چیزایه دیگه رو هم همین کار کنم مخصوصا اون مدارک تحصیلیمو حتی دلم می خواست اون صد آفرین و هزار آفرینای مدرسه مو همه رو پاره کنم چون بدرد هیچی جز سطل آشغال نمی خورن![]()
از هر چی که منو محدود می کنه بدم میاد اول از همه ازاین محلمون وآدماش متنفرم با تمام وجود ازشون بدم میاد از این شهر بدم میاد ![]()
از همه اون آدمایی که دامن زدن به تنهایی من ازشون بدم میاد![]()
کاش به جای اینکه الان نگران آینده من هستین قبل از تولدم نگران بودین و منو وارد این دنیا نمی کردین![]()
روز بیستم وبلاگم
خدا جونم هیچ کس برای شنیدن حرفای من بهتر از تو نیست![]()
از یه جنبه دیگشم که نگاه کنی وقتی روی کاغذ می نویسی غصه هاتو با خودکار انگاری داری دل کاغذو پاره می کنی و دل آدم ارومتر میشه دیگه مجبور نیستی نوشته هاتو با رمز و راز بنویسی که فقط خودت بفهمی هر چند که زندگی من توش هیچ رازی نیست![]()
ولی اینجا اومدن شده برام سرگرمی شاید یه روزم از اینجا اومدن خسته شدم![]()
خدا و جغد
خدا گفت:آوازهای تو بوی دل کندن می دهد وآدمها عاشق دل
بستن به هر چیز کوچک و بزرگ.
تو مرغ تماشا و اندیشه ای! و آن که می بیند و می
اندیشد به هیچ دل نمی بندد.
دل نبستن سخترین و قشنگترین کار دنیاست.
یک شبی مجنون نمازش را شکست
یک شبی مجنون نمازش را شکست
بی وضو در کوچه لیلا نشست
عشق آن شب مست مستش کرده بود
فارغ از جام الستش کرده بود
سجده ای زد بر لب درگاه او
پر زلیلا شد دل پر آه او
گفت :یا رب از چه خوارم کرده ای
بر صلیب عشق دارم کرده ای
جام لیلا را به دستم داده ای
وندر این بازی شکستم داده ای
نشتر عشقش به جانم می زنی
دردم از لیلاست آنم می زنی
خسته ام زین عشق، دل خونم مکن
من که مجنونم تو مجنونم مکن
مرد این بازیچه دیگر نیستم
این تو و لیلای تو ... من نیستم
گفت: ای دیوانه لیلایت منم
در رگ پیدا و پنهانت منم
سال ها با جور لیلا ساختی
من کنارت بودم و نشناختی
عشق لیلا در دلت انداختم
صد قمار عشق یک جا باختم
کردمت آوارهء صحرا نشد
گفتم عاقل می شوی اما نشد
سوختم در حسرت یک یا ربت
غیر لیلا برنیامد از لبت
روز و شب او را صدا کردی ولی
دیدم امشب با منی گفتم بلی
مطمئن بودم به من سرمیزنی
در حریم خانه ام در میزنی
حال این لیلا که خوارت کرده بود
درس عشقش بیقرارت کرده بود
مرد راهش باش تا شاهت کنم
صد چو لیلا کشته در راهت کنم
تنهاترین
های من است . ![]()
من ستاره می خوام
من دیشب اومدم پشت پنجره تا ستاره خودمو ببینم![]()
ممنون خدا جون که آسمونو ابری کردی تا من متوجه نشم که من هیچ ستاره ای تو آسمونت ندارم![]()
ولی مسئله اینه که من پروتر از این حرفام![]()
اینقد میام و میرمو گریه می کنم تا یه ستاره از ستاره های آسمونتو بدی به من![]()
خداحافظ عشقای من
![]()
به این نتیجه رسیدم که باید با عشقام خداحافظی کنم حتی اگه شده یه مدت ولی چقد دردناک بود![]()
وقتی جزوه هامو برداشتم که جمعشون کنم گلومو بغض گرفت
الان که دارم می نویسم چشام پر از اشکه
چه حس بدیه که حق انتخابو روزگار از آدم بگیره و مجبور کنه آدم یه راه دیگه بره![]()
چه حس بدیه دل کندن از دوستای خوبم الان دلم می خواد برم همشونو بغل کنم و گریه کنم
وقتی بایگانیشو می کردم انگار با من حرف می زدن و گریه می کردن که مارو تنها نزار ![]()
همش تو ذهنم این جمله فریاد می زنه تو که باهوشی چرا ؟![]()
ولی کاش می شد با تو خدا جونم معامله کرد
اونوقت من از هوشم یه کم می دادم ولی تو که مثل من خسیس نیستی و کرمت زیاده به جاش کلی به من اراده وپشتکارمی دادی تا هیچ وقت از این دوستای خوبم جدا نشم![]()
خیلی از شبا خواب می بینم امتحان دارم ولی من هنوز چیزی نخوندم![]()
معمای گنجشک ها
این مطلب تو قسمت سرمقاله مجله موفقیت بود که به صورت یک
معما مطرح شده بود![]()
پنج گنجشک روی درختی نشسته اند. دوتا از آنها تصمیم گرفتند
از روی درخت بپرند.به من بگویید چند گنجشک روی درخت باقی
ماندند؟![]()
اگر پاسخ شما سه است بدانید ریاضیات دوران ابتدایی را خوب
فرا گرفته اید. اما متاسفانه پاسخ درست پنج است . هنوز هم
این پنج پرنده روی درخت نشسته اند.چرا؟![]()
چون دوتا ازآنها فقط تصمیم گرفته اند که بپرند.![]()
یعنی هدف را درک کرده وبرای آن برنامه ریزی کنیدکافی نیست .
تا دست به عمل نزنید کاری از پیش نمی برید.![]()
نذره یا شایدم توسل
تصمیم گرفتم از امروز به مدت یک ماه هر روز موقع غروب دعای فرج بخونم خدا جونم چون می گن یه زندونی خوند و آزاد شد شاید خدا جونم منم آزاد شدم مهم نیست کدوم زندان ولی اگه لطف کنی و زندان تن باشه که حرف نداره بهتر از این نمیشه![]()
ولی اگه اون نشد کاش حداقل از زندان دنیویت آزاد شم![]()
اینجـــــا فقـــط بـــرا خــــودم و دلـــــــم می نویــــســـــم.