تو چنانی که دوست میدارم ....

 

«الهی کفی بی عزا ان اکون لک عبدا و کفی بی فخرا ان تکون لی ربا انت کما احب فاجعلنی کما تحب »

معبودا بس است مرا این عزت که بنده توام و بس است مرا این افتخار که تو پروردگار منی.

تو چنانی که دوست میدارم مرا چنان کن که دوست میداری.

خواب ت و ت سف ید

ادامه نوشته

زندگی با رب اط ه ا

چقد حس خوبیه که آدمارو به چشم یه رباط نگاه کنی دیگه ازشون دلگیر نمیشی چون هیچ حسی وجود نداره خیلی خوبه

یک روز

یک روز

روی این همه بغض بی دلیل

پارچه ای به رنگ سکوت می کشم

و در حوالی یک سال پر باران برای همیشه فراموش می شوم ...

بگذار بعضی ها خیال کنند من مرده ام.... چه مهم!!!

سیلی خوردم اون از ....

خدایا چرا در خونه همه عزیزای درگاهتو که زدم هیچ کس درمو باز نکرد و فقط این برا من شد تو دهنیه محکم که خیلی رو سیاهم

خدایا درد دارم درد .......

خیلی پرو هستم درسته؟

چرا چرا؟

چقد حالم از همشون بهم می خوره

چرا واقعا این کجاش عدالته من یه عمر دارم تاوان اشتباه کردنایه اونارو پس می دم ؟

خیلی درد دارم چراخدایا از این زندگی لعنتی راحتم نمی کنی؟

خواب در طلایی

ادامه نوشته

دوتا یکشنبه با م س ی ح

ادامه نوشته