.................
+ نوشته شده در پنجشنبه دهم اسفند ۱۳۹۱ ساعت 19:19 توسط .
یک روز
شاید یک روزکه آفتاب
گیسوی نقره ای دماوند پیر را نوازش می کند
در یک غریو تندر بارانی
در یک نسیم نوازشگر بهار
یک روز شاید
همراه پرواز پرستوی عاشقی
واژه لبخند به سرزمین سوخته من باز گردد
امید کوبه در را بفشارد
و سپیدی جای تمامی این سیاهی ها را پر کند
آن روز بر مردگان نیز سیاه نخواهم پوشید
حتی بر عزیز ترینشان
تنها دیلیت نه دلم می خواد شیفت+ دیلیتشون کنم
چِرآ مَـرا خـاک نِمـیـکُنیـد

روی پرده کعبه
این آیه حک شده است:
"نبی عبادی انی انـــــا الغــــفور الرحیم ..."
و من ...
هنوز و تا همیشه
به همین یک آیه دلخوشم ...
" بندگانم را آگاه کن که من بخشنده مهربانم "
سوره حجر آیه۴۹